مرحوم آیت الله حسین شب زنده دار جهرمی از شاگردان برجسته آیت الله العظمی بروجردی، امام خمینی(ره) و علامه طباطبایی(ره) بود که بیش از 40 سال در حوزه علمیه به تدریس پرداخت.
آیت الله حاج شیخ حسین شب زنده دار جهرمی در سال ۱۳۰۸ شمسی (۸ شوال ۱۳۴۷) در خانه کربلایی احمد در محله قدیمی سنان جهرم، دیده به جهان گشود. پدرش از کاسبین ساده بود که روزانه کالاهای مورد نیاز روستاییان را از شهر تهیه و برای فروش به روستا میبرد. کربلایی احمد ضمن گذران امر معاش از این راه احکام دینی و مسائل شرعی را نیز به روستاییان میآموخت. کربلایی احمد در جهرم و قسمتی از حومه آن به صلاح و تقوا و درست کاری در معامله با مردم و مناعت و قناعت طبع مشهور و در ارادت و اخلاص ویژهای که نسبت به اهل بیت علیهمالسّلام داشتند، زبانزد اهالی بود. حسین شب زنده دار از سن ۶ تا ۷ سالگی به مکتب خانه محل زادگاهش رفت و خواندن و نوشتن، قرائت قرآن و برخی از آداب و رسوم و احکام شرعی را آموخت.
ورود به حوزه
نوجوان جهرمی که عاشق علم و دانش بود و به خاطر ارتباط و ملازمت پدر با اهل علم و مردان حق، علاقه شدیدی به روحانیان و عالمان دینی پیدا کرده بود، با آنان ارتباط و مراوده برقرار کرد و با راهنمایی آنان در مدرسه خان (زمانیه) جهرم حجره گرفت و مشغول تحصیل شد. او مقدمات علوم، ادبیات، مقداری از مسائل فقهی و شرعیات و آداب و اخلاق را از علمای زمان به خوبی فراگرفت. با اتمام دروس این دوره، عطش فراگیری و کسب بهرههای علمی و معنوی در او بیشتر شد.
عزیمت به شیراز
نوجوان جهرمی که با مقدمات علوم آشنا شده بوده، میخواست به حوزه بزرگ شیراز برود، اما با موانعی مانند نامساعد بودن وضع مالی پدر، سختی تحمل جدایی از پدر، عمو و سایر بستگان، فراق مادر از دست رفته و مسائلی دیگر رو به رو شد.
بر سر این دو راهی و برای رفع و رهایی از این مشکل به منزل عالم برجسته شهر حضرت آیت الله آقا سید علی اکبر آیت اللهی رفت و از ایشان درخواست استخاره نمود. آقا قرآن را گشود و از قضا استخاره بد آمد. تازه جوان دلداده علم با شنیدن کلمه «بد» حالش دگرگون گردید و همانجا به زمین افتاد و بی هوش شد. خدمتگزار آقا او را به هوش آورد و چون عهده بسته بود به مقتضای استخاره عمل کند، سفرش را برای مدتی به تعویق انداخت، ولی همچنان امید عزیمت به شیراز را داشت. پس از مدتی با پدر و عمو نزد آیت الله آقا سید ابراهیم حق شناس که او هم از عالمان بزرگ شهر محسوب میشد رفت و استخاره خواست. این بار استخاره خوب آمد و آرزوی نوجوان برآورده گردید. پدر و عمو هم تسلیم مقتضای استخاره شدند. آنان مقدمات سفر را فراهم ساختند و هنگام عزیمت به شیراز بدرقه اش نمودند. آیت الله شب زنده دار در این باره مینویسد:
«…اما همه اینها یک طرف و دعا و توسل خالصانه و متضرعانه پدر عزیزم به هنگام سوار شدن و خداحافظی که با عموی بزرگوار و جمع زیادی از همشیرهها و فامیل و دوستان که برای بدرقه آمده بودند، طرف دیگر… همین دعا بحمدالله کار خود را کرد که در شیراز یکی از بزرگترین نعمتهای الهی که برای ابد مایه افتخارم شد، نصیبم گشت و آن شاگردی ولی خدا مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ ابوالحسن حدائق اصطهباناتی رحمةاللهعلیه در مدرسه مبارکه منصوریه بود..»

تحصیل در شیراز
آیت الله شب زنده دار جهرمی برای مدتی در مدرسه مقیمیه و پس از آن در مدرسه منصوریه شیراز اقامت گزید و به تحصیل مشغول گردید. در این دوره کتاب های درسی رایج در معانی و بیان، فقه و اصول و کلام و عقاید را نزد استادان و بزرگان حوزه علمیه شیراز حجج اسلام آقایان ملاّ محمدجواد دارابی ملاّ احمد دارابی، سید علی خفری و حضرات آیات بهاءالدین محلاّتی (۱۴۰۱ق.)، شیخ ابوالحسن حدائق(۱۳۸۸ق.) و سید عبدالعلی آیت اللّهی آموخت. در پایان این دوره سه ساله به دستور آیتالله حدائق که محبت سرشاری به آقای شب زنده دار داشت، مجلس جشنی در باغ مدرسه منصوریه برگزار گردید و آیتالله حدائق ضمن اهدای عبا و عمامه به آقای شب زنده دار با دستان مبارکش عمامه بر سر وی گذاشت و او را به لباس مقدس روحانیت مفتخر نمود.
آیت الله شب زنده دار در یادداشتهای خود مینویسد:
«پس از آنکه با لباس روحانیت به جهرم آمدم به قدری مرحوم پدرم خرسند شد و بعد از آن احترام دیگری به من میگذاشت که وجدانا مرا شرمنده میکرد. مثلا آن وقتها جهرم مثل بسیاری از جاهای دیگر برق نداشت، شبها کوچهها تاریک بود… گاهی میخواستیم با پدرم شبها جایی برویم، میفرمود: من باید جلوی تو چراغ بکشم! من میگفتم: مگر چنین چیزی میشود که پدر جلوی فرزند چراغ بکشد. با این عبارت جواب میداد: تو عمامه داری و طلبه هستی….» پدرم برای عموم علمای اسلام احترام قائل میشد و عملا نیز نشان میداد. وقتی میدید فرزندش در لباس آنهاست، بیشتر احترام میکرد…»
هجرت به حوزه علمیه قم
وی که حدود هجده بهار از عمرش را پشت سر گذاشته و متون دروس دوره سطح متوسطه را خوانده بود، تصمیم گرفت، برای ادامه تحصیلات عالی به قم مهاجرت کند. این بار نزد استادش آیتالله حدائق رفت و از وی درخواست استخاره کرد وقتی استاد قرآن را گشود آیه (هنا لک الولایة لله الحق هو خیر ثوابا و خیر عقبا…) آمد. مضمون استخاره آیندهای روشن و سرنوشتی سعادتمند در این دنیا و رسیدن به مقامات عالی و اجر و ثواب الهی بسیار در آخرت را نوید میداد. وی پس از این استخاره در آغاز سال تحصیلی ۱۳۶۵ق. (۱۳۲۶ش.) با اجازه پدر و استاد به قم مهاجرت نمود. نخست در مدرسه علمیه فیضیه و پس از مدتی در مدرسه حجتیه سکنی گزید و به تحصیل مشغول گردید.
کرسی تدریس
وی از استادان حوزه علمیه قم بهشمار میرود و سابقه تدریس حوزوی او به چهل سال میرسد. او در مدرسه خان جهرم و منصوریه شیراز کتابهایی را که خوانده بود، برای داوطلبان درس داد و از سالی که به حوزه علمیه قم وارد شد، متون آموخته شده را تدریس کرد. بیشتر تدریس او در قم طی چند دوره شامل مباحث فقهی و اصولی از «لمعتین»، «مکاسب»، «قوانین الاصول» و «اصول الفقه» برای طلاّب داوطلب در مساجد اعظم، امام حسن عسکری (علیه السلام)، مسجد نو و مدارس حقانی، رضویه، گلپایگانی و بحث تفسیر و اخلاق در مدرسه فیضیه و مسجد حضرت معصومیه به صورت آزاد و عمومی بود. وی در تدریس بیانی شیرین و شیوا داشت و برای تفهیم و انتقال درست مطالب به مخاطبان از الفاظ و قالبهای ساده استفاده مینمود. از امثال و نمونهها نیز بهره میگرفت و موقع پاسخ دادن به پرسشهای درسی و حلّ مشکلات علمی، تحمّل به خرج میداد و با جوابی درخور، سؤال کننده را قانع میکرد.
تالیفات و مقالات
آیت الله شب زندهدار در کنار تمام فعالیتها در عرصه نگارش هم آثار زیادی به صورت تقریرات دروس خارج، شرح و حواشی بر برخی از تفاسیر و ادعیه و مقالات پربار در موضوعات گوناگون دینی نگاشته است که از جمله آنها می توان به «تقریرات دروس خارج فقه و اصول امام خمینی»، «حواشی بر تفاسیر مجمع البیان و المیزان»، «شرح دعای مکارم الاخلاق»، «مجموعه یادداشتهای مدون شده پیرامون مسئله امامت» و مقالات متعدد در موضوعات اخبار غیبی و علوم دیگر قرآن، معاد و قیامت، آینده دنیا و… چاپ شده در مجله مکتب اسلام، مکتب تشیع، معارف جعفری و… اشاره کرد.

شاگردان
مرحوم آیت الله شب زنده دار اهتمام ویژه ای به شاگرد پروری داشت که از میان انبوه شاگردان ایشان میتوان به آیات و حجج اسلام والمسلمین اکبر هاشمی رفسنجانی، سید حسن طاهری خرم آبادی، علی کریمی جهرمی، شیخ حسین کرمانی، سید جمال الدین دین پرور، محمدمهدی موحدی کرمانی، قربانعلی درّی نجف آبادی، شیخ محمدجعفر امامی، شیخ محمدرضا آشتیانی، محمدجواد فاضل لنکرانی، مهدی شب زنده دار و … اشاره کرد.
درگذشت
آیت الله شب زنده دار حوالی سال ۱۳۴۲ کتابخانه عمومی اسلامی جهرم را تأسیس کرد. این مرکز در آن سال ها محل تجمع جوانان انقلابی و روشنفکر شهر بود و جلسات برای فعالیت های سیاسی و انقلابی در آن تشکیل می شد و عوامل رژیم به این مرکز و افراد آن بسیار حساس بودند.
سرانجام این عالم نستوه و عارف بالله در ۸۵ سالگی در بیمارستان مسیح دانشوری، پس از یک دوره بیماری دعوت حق را لبیک گفت و پیکرش در جوار بارگاه حضرت فاطمه معصومه (س) آرام گرفت.
ویژگی های بارز اخلاقی
از ویژگی های برجسته اخلاقی و معنوی این عالم ربانی به تعظیم بزرگان، دلبستگی به اساتیدش به ویژه آیت الله حق شناس، تعهد و تقید دینی، ترویج و تبلیغ دین، مخالفت با هوای نفس، حلم و تسلط بر خود، حفظ آبرو و شخصیت افراد، رضا و تسلیم و حمایت از رهبری امام خمینی (ره) می توان اشاره کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۸ وقتی امام خمینی به قم آمدند، به منزل آیت الله شب زنده دار تشریف بردند. آیت الله شب زنده دار تا زمانی که امام در قم حضور داشت از جمله اصحاب هیئت استفتا بود. رهبر معظم انقلاب نیز از علاقه مندان آیت الله شب زنده دار بودند که علاوه بر حضور در منزل ایشان، درباره ایشان گفته بود: آقای شب زنده دار همیشه نو بود.
فرزند ایشان، حجةالاسلام والمسلمین مهدی شبزندهدار، در مورد ایشان بیان می کند که یک سیره عملی که از جوانی و نوجوانی در ایشان بود و خیلی دوست داشتند که فرزندانشان نیز بر همین منهاج باشند، مسئله اهتمام به حضور در مسجد بود. گویی مسجد برای ایشان از دوران بچگی و نوجوانی مانند یک استخر بوده برای یک ماهی.
آیت الله شیخ علی کریمی جهرمی از اساتید حوزه علمیه قم در مورد استاد گرانقدرش آیتالله شب زنده دار می گوید:
«عبد صالح و خالص پروردگار حضرت آیتالله جناب آقای حاج شیخ حسین شب زنده دار جهرمی از جمله علمای صالحین و از اتقیای بارعین است. او نمونهای از علمای سلف است که پیشرویهای مادی و حرکتهای قهری جامعه به سمت و سوی مادیات و مسابقه مردم زمان در تشریفات و تعینات زندگی، او را از حرکت به سوی خدا و معنویات، ساده زیستی و زهد، مناعت طبع و ایثار، حسن خلق و مکرمتهای اخلاقی باز نداشت و همواره با اعتقاد کامل به معتقدات دینی خود به راه خود ادامه داد.
به حق او انسانی خدا دوست، خداجو و خداپرست و معتقد به مبانی و به جهان ابدیت است. طلب علم و تدریس، محراب و منبر و استادی در حوزه علمیه قم برای او حجاب نشد. این عناوین را ابزار دانست و هدف اصلی و عمده خود را خدا و جلب رضای حق و خدمت به آستان مقدس حضرت بقیة الله امام زمان عجّلاللهفرجهالشریف قرار داد.
او که از آغاز کار دلداده علم و دانش و کسب فضایل بود با هر یک از علمای بزرگوار جهرم به نوعی خود را مرتبط کرده و از کمالات آنان بهره گرفت. در شیراز با شخصیت گرانقدر، معنوی و روحانی حضرت آیتالله حاج شیخ ابوالحسن حدائق آشنا و بهرههای فراوانی از او برد. وقتی به قم مشرف شد در طول سالهای تحصیل و در مسیر تهذیب نفس، خداوند موفقیتهایی به ایشان داد که در علمیت و فضل جلوه نمود و در کنار آن تهذیب و صفای دل و جان و تقید به آداب شرع، ملکه تقوا در وجودشان رسوخ کرد و مورد توجه دوستان و آشنایان قرار گرفت.»

مرید امام خمینی
آیت الله شب زنده دار از شاگردان درس خارج فقه و اصول امام و از ارادتمندان مخلص وی به شمار میرفت. از ایشان نقل شده است:
«بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شبهای ماه مبارک رمضان در مسیر خود به سمت منزل ایشان در بین راه دعای افتتاح را میخواندم. درست وقتی جلوی بیت امام میرسیدم، جمله یهلک ملوکا… بر زبانم جاری میشد…»
در سالهای خفقان (۴۲ به بعد) شاخصترین فردی که امام خمینی و نهضت او را در جهرم به مردم معرفی کرد، آقای شب زنده دار بود. ساواک و عوامل رژیم طاغوت در جهرم نیز به سه نفر از آقایان، آیتالله سید ابراهیم حق شناس (امام جماعت مسجد گازران)، آیتالله سید حسین آیت اللهی (مرکز تبلیغی وی حسینیه کوی علی پهلوان بود) و آیتالله شیخ حسین شب زنده دار (در حسینیه امامزاده ابراهیم علیهالسّلام ) حساسیت ویژه داشت.
آیت الله شب زنده دار همچون دیگر استادان و فضلای برجسته حوزه اعلامیهها و بیانیههایی را که علیه رژیم و به حمایت از امام و نهضت صادر و منتشر میشد، امضا میکرد و نیز در نامهها و اطلاعیههایی که از سوی طلاب و فضلای شیرازو استان فارس مقیم قم برای امام و یا دفاع از ایشان نگاشته و ارسال و منتشر میگردید، نام و امضای ایشان به چشم میخورد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۸ وقتی امام خمینی به قم آمد، به منزل آیتالله شب زنده دار تشریف برد. آیتالله شب زنده دار هم گفت: که امروز رحمت خدا بر ما نازل شد. آیتالله شب زنده دار تا زمانی که امام در قم حضور داشت از جمله اصحاب هیئت استفتای وی بود و برخی از روزها در کوچهای که امام اقامت داشت، در کنار دیدار کنندگان، امام را زیارت میکرد.