شهید محمد مهدی نجابت در حمله کور آمریکا و رژیم صهیونی در شامگاه 19 اسفند 1404 به محله به قصردشت شیراز به همراه حمید ذاکری و مهرزاد ستوده به شهادت رسیدند.

شهید محمدمهدی نجابت در نیمه شعبان سال ۱۳۸۰ متولد شد و از کودکی در خانوادهای مذهبی و انقلابی پرورش یافت. شخصیت اخلاقی، علمی و اجتماعی او تحت تأثیر تربیت دو پدربزرگش، مرحوم آیتالله حائری شیرازی و مرحوم دکتر احمد نجابت، شکل گرفت؛ آیتالله حائری شیرازی با تأکید بر اخلاق، معنویت و احترام به والدین و دکتر احمد نجابت با نگاه سیاسی و اجتماعی، نقش مهمی در رشد فکری و شخصیتی او داشتند.
محمدمهدی جوانی متعهد، خوشاخلاق، مسئولیتپذیر و دغدغهمند بود. با وجود فراهم بودن امکان ادامه تحصیل در خارج از کشور، این پیشنهاد را نپذیرفت و همواره معتقد بود باید توان و دانش خود را در مسیر خدمت به انقلاب اسلامی و پیشرفت ایران به کار گیرد. وی دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی مواد و متالورژی دانشگاه شیراز بود و همزمان با جمعی از دوستانش یک شرکت دانشبنیان در حوزه انرژیهای نو تأسیس کرد.
شهید نجابت در کنار موفقیتهای علمی، در محیط خانواده نیز جایگاهی ویژه داشت. او که در خانواده صدرا نامیده می شد، همواره تکیهگاه و همراه پدر و مادر، حامی برادر کوچکتر و همبازی و راهنمای دو خواهر خود بود و به اخلاق نیکو، روحیه مسئولیتپذیری و توجه به خانواده شناخته میشد.
آشنایی محمد مهدی با جمعیت اتحاد حسینی شیراز سبب شد که نگاه تمدنی به مبانی انقلاب در او تقویت شود و او به آیندهای فراتر از مرزهای جغرافیایی فکر کند. محمد مهدی معتقد بود هر حرکت علمی، فرهنگی و اقتصادی باید در راستای ساختن تمدن نوین اسلامی باشد. او به مطالعه، تحقیق و افزایش آگاهی علاقه فراوان داشت و در زمینههای علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی فعال بود. دغدغه اصلی او مسائل فرهنگی و اجتماعی و بهویژه تمدن اسلامی بود و فعالیتهای خود را در راستای تحقق جامعه اسلامی و زمینهسازی برای ظهور حضرت ولیعصر (عج) دنبال میکرد. محمدمهدی هم در حوزه علمی و دانشگاهی و هم در حوزه فعالیتهای سیاسی و اجتماعی در جایگاه خوبی قرار داشت و با اعتقاد راسخ میگفت وظیفه دارم هر چه در توان دارم برای کشورم بگذارم. تا جایی که وقتی شرایط تحصیل در خارج از کشور برایش فراهم شد، یک نه قاطع گفت.

او در آستانه آغاز زندگی مشترک قرار داشت و مقدمات ازدواجش فراهم شده بود، اما در ۱۹ اسفندماه هنگام صحبت با پدر همسر آینده اش آقای حمید ذکری در جوار مسجدالرسول قصردشت شیراز، بر اثر حمله پهپادی آمریکا و رژیم صهیونیستی به شهادت رسید. در این حمله، آقای ستوده نیز که در خودرو مقابل قرار داشت به شهادت رسید.
از زبان مادر شهید
فاخره حائری شیرازی میگوید: آبانماه سال ۱۳۸۰ درست در شب نیمه شعبان زمانی که ۱۸ ساله بودم، محمد مهدی به دنیا آمد و از همان زمان همه وجودم به او گره خورد. صدرا در آغوش ۲ پدربزرگش مرحوم آیتالله حائری شیرازی و مرحوم دکتر احمد نجابت قد کشید و از هر دو پدربزرگش تاثیرات بسیاری گرفت.
فاطمه حائری، مادر شهید محمدمهدی نجابت فرزندش را برایمان توصیف میکند:
محمدمهدی از همان سالهای نخست زندگی، ادب و احترام به بزرگترها را به شکلی کمنظیر در رفتار خود نشان میداد. فرزندم بدون آنکه نیاز به تذکر داشته باشد، بسیاری از رفتارهای پسندیده را از محیط خانواده میآموخت. بسیار مهربان، خوشاخلاق و اهل کمک به دیگران بود و در انجام کار خیر هیچگاه بهدنبال نام و نشان نبود. روحیه مسئولیتپذیری در وجودش نهادینه شده بود و نسبت به اعضای خانواده احساس تعهد ویژهای داشت. محمدمهدی در تربیت برادر کوچکتر خود نیز نقش مؤثری ایفا میکرد؛ او نهتنها بر درس و زندگی برادرش نظارت داشت، بلکه در سفرهای زیارتی، برنامههای فرهنگی و فعالیتهای مختلف نیز همراه او بود و تلاش میکرد زمینه رشد فکری و معنویاش را فراهم کند.
سال 1402 به سفر حج رفتم، صدرا نامه ای برایم نوشت و به من گفت « من که لایق شهادت نیستم اما وقتی به بقبع رفتی برای خودت دعا کن که مادرِ شهید بشوی.»

مادر شهید نجابت اشارهای به خاطرات روزهای پایانی زندگی فرزندش میکند: « پس از انتقال همسرم به تهران، محمدمهدی تکیهگاه خانواده شده بود. رفتوآمد خواهرانش، رسیدگی به امور منزل، کمک در درس و زندگی آنها و همراهی با من در همه کارها را برعهده داشت، حتی در کارهای ساده خانه همچون آشپزی، نظافت و رسیدگی به امور روزمره مشارکت میکرد و این همراهی را با عشق و نشاط انجام میداد. امروز بیش از هر زمان دیگری درک میکنم که همین رفتارهای به ظاهر کوچک و خالصانه، انسان را در مسیر قرب الهی قرار میدهد.»

از زبان پدر شهید
علیرضا نجابت، پدر شهید صدرا نجابت نیز از واژه رفیق برای ارتباط خود و پسرش استفاده میکند. او با اشاره به سخنی از پدر همسرش، مرحوم آیتالله حائری شیرازی، از علمای بزرگ و امام جمعه فقید استان فارس گفت: به قول ایشان پدر باید اولین رفیق فرزندش باشد و در مورد من و صدرا همینگونه بود و صدرا قبل از انکه پسرم باشد، رفیقم بود.
در ۱۲ سالگی برخلاف نگرانی من و مادرش به دلیل حضور داعش در عراق اولین سفر اربعین را رفت و دلش را به ائمه و امام حسین(ع) گره زد. وقتی وارد دانشگاه شد به شدت اهل بیتی و محب اهلبیت بود. دغدغهمند کسب علم بود و در مراحل درس خواندن نگاهش توام با مسئولیت بود و با ملاحظه کمک به نظام و کشور و انقلاب به لحاظ فکری و مبنایی خودش را تقویت می کرد و در این مسیر بسیار جلو بود.
روز شهادت از زبان پدر
وی از روز شهادت صدرا سخن گفت و اظهار داشت: صدرا برای ازدواج و زندگی مشترک دختری را از خانواده متدین حاج حمید ذکری انتخاب کرده و صحبتها انجام شده بود، حاج حمید روز ۱۹ اسفندماه از صدرا خواست تا برای نماز ظهر به مسجدالرسول قصردشت برود و با هم صحبت کنند. صدرا ساعت حدود ۱۲ از خانه خارج شد و با خودرو من به مسجد رفت پس از ۲ ساعت با توجه به نزدیکی متزلمان به مسجد، صدای انفجاری را شنیدیم و نگران شدیم، هر چه با صدرا تماس گرفتیم پاسخ نداد، بمابراین از خانه خارج شدم و به سمت مسجد رفتم، خیابان محل حادثه را بسته بودند، کمی که نزدیکتر رفتم ماشین را شناختم و بعد هم دیدم سه پیکر در کاور در خیابان قرار داده شده که یکی صدرای من بود، یکی حاج حمید ذکری و دیگری مرد نمازگزاری که در حال عبور از پیادهرو مورد اصابت ترکشهای حمله پهپاد آمریکایی-صهیونیستی قرار گرفته و به شهادت رسیده بود.نجابت افزود: صدرای ما در رکاب حضرت امام شهیدمان و به دست اشقا اشقیا که دشمن بشریت هستند به شهادت رسید و قطعا این نوع رفتنها پیش خداوند گم نمیشود. من معتقدم صدرا مجموعهای از خصایل و خوبیها را کسب کرده بود و با همین رفتارها و صفات پسندیده اینگونه به عروج رسید؛ چرا که ذرهای بدی در وجودش ندیدم و همه دوستان و اقوام هم همینگونه راجعبه او صحبت میکنند، قطعا خداوند اینها را میبیند و امیدوارم ما امانتدار خوبی برای خداوند بوده باشیم.

شهید حمید ذاکری و مهرزاد ستوده
لازم به ذکر است که در این حمله کور رژیم صهیونی آمریکایی، حمید ذاکری و مهرزاد ستوده نیز به شهادت رسیدند. شهید حمید ذکری از نیکوکارانی بود که بخش مهمی از زندگی خود را به خدمت به مردم، بهویژه خانوادههای کمبرخوردار، اختصاص داد. روحیه مردمی، خیرخواهی و اخلاص از ویژگیهای برجسته او بود و همواره تلاش میکرد در کارهای عامالمنفعه نقشی مؤثر داشته باشد.
از جمله اقدامات ماندگار او، خرید و وقف منزلی برای حافظان قرآن بود که امروز بهعنوان دارالحفظ مورد استفاده قرار میگیرد. او همچنین در تکمیل یک درمانگاه در یکی از مناطق محروم شیراز و دیگر پروژههای عامالمنفعه مشارکت داشت و برای رفع نیازهای مردم با جدیت و سرعت عمل تلاش میکرد.
شهید ذکری بر پاکی مال و کسب روزی حلال تأکید ویژهای داشت و درآمد خود را حاصل کار و تلاش میدانست. خانواده و نزدیکانش او را انسانی بااخلاص و بیتوقع توصیف کردهاند که دغدغه خدمت به مردم و کمک به نیازمندان همواره در زندگیاش پررنگ بود.
همسر شهید نیز با اشاره به روحیه فداکارانه و اخلاص او، بارها گفته بود که این ویژگیها رنگ و بوی شهادت دارد؛ سرانجام حمید ذکری نیز به آرزوی خود رسید و زندگیاش با شهادت پایان یافت.
همچنین شهید مهرزاد ستوده از جمله شهدای حمله تروریستی رژیم صهیونیستی-آمریکایی بود که در حمله به محله قصرالدشت بعد از اقامه نماز جماعت ظهر و عصر هنگام خروج از مسجد به فیض شهادت نائل آمد. او ۳۰ سال مدیر عامل شرکت زمزم شیراز بود. در زندگی روزمرهاش همواره تلاوت قرآن و خوشرویی را در اولویت قرار میداد. وی در ایام جنگ حتی در روزهای بمباران، برای اقامه نماز جماعت به مسجد میرفت و میگفت «عمر دست خداست.»