بسم الله الرحمن الرحیم
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ
خداوند جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده آنها که در راه خدا جهاد می کنند و دشمنان دین را به هلاکت می رسانند و یا خود کشته می شوند و این وعده حقی است.
شهدا شمع محفل بشریتند. شهدا با شهادتشان به جامعه بشریت و خط سرخ انبیا روشنی می بخشند و شهادت راهی است که شهید با دیده بصیرت و آگاهی کامل و با سرمشق گرفتن از سرور شهدا حسین انتخاب میکند و چه خوب انتخاب می کنند و هیچکونه نگرانی هم ندارند. چرا که راهی که انبیا انتخاب میکنند و کرده اند و شهدا هم رهروان راه انبیا هستند و راهشان را اینچنین انتخاب می کنند و هر قطره خون شهیدان چنین پیامی به همراه دارد که خمینی از تبار حسین است و ما رهروان راه حسین و به این جمله و پیام افتخار و غرور آفرین می کنیم. و من هم چنین راهی را انتخاب کردم و می خواستم با انتخاب چنین راهی توانسته باشم خدمتی به این جامعه بزرگ اسلامی کرده باشم و با نثار خون خود که چیز ناقابلی می باشد دین خود را به اسلام ادا کنم اگر که انشالله خداوند قبول کند. چرا که من نتوانستم به عنوان یک طلبه دین خود را به اسلام ادا کنم و به همین خاطر هیچوقت خود را به عنوان یک طلبه نمی شناختم چون که من احساس شرم می کردم که بگویم یک طلبه هستم. چرا که امام می گوید من یک طلبه هستم. در این صورت چکونه بگویم یک طلبه هستم. من به عنوان یک فرد کوچک از این جامعه بزرگ اسلامی در خواستی دارم از این ملت و آن این است که هرگز از خط امام فاصله نگیرند و همگام با روحانیت اصیل و مبارز و آگاه در خط امام گام بردارند و ولایت فقیه را هرگز تنها نگذارند و این درخواست همه شهدا است و شما اگر بخواهید پاسدار خون شهدا باشید به این درخواست تحقق علمی بخشید. و این روحانیت مبارز در طول چندین سال اخیر امتحان خود را پس داده است و مورد اطمینانترین قشر جامعه هستند و دیگر اینکه سعی بر این داشته باشید که اشتباه فرد را بحساب اشتباه یک ارگان و یا یک سازمان و یا یک جامعه نگذارید. و از جوانان عزیز می خواهم که جبهه ها را خالی نکنند و همچنین از برادران می خواهم که سنگر مدرسه را هم خالی نکنند و از طلاب که سنگر حوزه را خالی نکنند که دشمن در کمین است.
و یک وصیتی هم به ورزشکاران عزیز دارم که فکر خود را در ورزش استادیوم محدود نکنند کمی هم به فکر جامعه باشند کمی هم به فکر اسلام باشند و یا اینکه لااقل سعی کنند محیط ورزش را محیط سالمی کنند. از افرادی که می خواهند محیط ورزش را به فساد بکشند جلوگیری کنید و این کار جز با دست شما ورزشکاران و بیاری خداوند مقدور نیست و انشالله موفق می شوید.
وصیتی هم دارم به پدر و مادرم که ناراحت نباشند اگر شهید شدم برایم گریه نکنید اگر که می خواهید روحم در عذاب نباشد گریه برایم نکنید چون من امانتی بودم نزد شما از طرف خداوند و خدای را شکر کنید که درست به دست صاحبش رساندید و از خدا بخواهید که این شهادت را از من قبول کند چون هراس از این دارم که خداوند شهادت مرا قبول نکند. برای من بسیار سخت است دوری از خدا اگر شهادتم قبول نشود. پدر و مادر عزیزم برای من ناراحت نباشید من رفتم و زندگی پست دنیوی من خاتمه یافت ولی شما هنوز زنده هستید فکر توشه آخرت خودتان باشید. این را باز تکرار می کنم که برایم گریه نکنید خصوصا به مادر عزیزم اصرار می کنم.
امیدوارم که شما مرا حلال کنید شما بسیار زیاد زحمت مرا کشیده اید و خواهش دارد برادر کوچکم محمود را خوب تربیت کنید تا بتواند به جامعه اسلامی خدمت کند و مثل خودم نشود. او را به انجمن اسلامی دانش آموزان بفرستید تا در کنار درس خواندنش در انجمن به تبلیغ دین اسلام بپردازد و مواظب باشید که از خط امام در آینده خارج نشود و عالمی بشود که تهذیب داشته باشد.
خداوند این توفیق را به من داد تا بتوان به عنوان عضو کوچکی از انجمن اسلامی دانش اموزان در این ارگان خدمت کنم اگر خداوند قبول کند. در مورد برادران انجمن سعی کنند فعالیت خود را گسترده تر کنند تا مانع از نفوذ افراد فرصت طلب شوند تا نتوانند برادران کم سن ما را فریب دهند و در آخر در مورد جسدم، جسدم را در حضرت سید محمد خاک کنند و بر جسدم زیارت عاشورا و دعای فرج بخوانید تا شاید امام حسین (ع) یا حضرت مهدی (عج) شفاعتم کنند.
از خداوند طلب موفقیت برای همه عزیزان و خدمتگذاران اسلام می کنم و از خداوند طول عمر امام و فرج هر چه زودتر آقا امام زمان درخواست میکنم امام را دعا کنید.
برادر کوچک شما – محمدرضا محمدپور