یحیی عبداللطیف عیاش متولد 6 مارس 1966، فرزند کشاورزی مومن از اهالی روستای رافات از توابع طولکرم در شمال کرانه باختری بود.
یحیی عیاش پیش از ورود به دبستان روخوانی قرآن را فرا گرفت و از شش سالگی تحصیلات خود را آغاز کرد. او در رشته مهندسی برق در دانشگاه بیرزیت ثبت نام کرد. وی در دوران تحصیل یکی از فعالان انجمن اسلامی بود و پس از فارغ التحصیلی تلاش کرد که برای اتمام تحصیلات عالی ویزای سفر به اردن را دریافت کند، اما مقامات صهیونیست درخواستش را رد کردند و در سال 1991 در دانشگاه خودش با نمرات عالی فارغ التحصیل شد.
یحیی با سفر به رافات از بین شماری از جوان مسلمان و متعهد هسته تیمی را تشکیل داد که افق جدیدی را به روی جنبش مقاومت اسلامی «حماس» باز کرد. این مجموعه در خلال انتفاضه اول (سال 1992) در خط مقدم نیروهای مقاومت بودند. مهندس عیاش با توجه به نقش پیشگامانه و حکمت و ادب و اخلاقش گروه های فلسطینی او را (شیخ جنبش اسلامی در رافات) قلمداد می کردند و تمام مشکلات و حوادث در خلال سال های( 1988ـ 1992) با او در میان گذاشته می شد.

با شعله ور شدن آتش انتفاضه، یحیی عیاش، طراحی چندین عملیات را انجام داد. به طوری که نامه ای برای گردان های شهید عزالدین قسام فرستاد و طرح مقابله با یهودیان از طریق عملیات های شهادت طلبانه را برای آن شرح داد. یحیی عیاش به طور رسمی همکاری اش را با شاخه نظامی جنبش حماس (گردان های شهید عزالدین قسام) آغاز کرد. وظیفه یحیی عیاش آماده سازی خودروهای بمبگذاری شده و مین های قوی انفجاری بود. عیاش عملیاتهای ضد اسرائیلی زیادی را فرماندهی کرد و از توان و مهارت مبارزاتی بالایی برخوردار بود. او از اولین سازنده بمبهای انفجاری از مواد اولیه ساده برای عملیاتهای استشهادی بود که پس از اندکی سراسر فلسطین اشغالی را فراگرفت و رعب و وحشت عجیبی به جان صهیونیستها انداخت. یحیی عیاش پس از بمب گذاری های موفق فراوان، این روش را به سایرین نیز آموزش می دهد و روش بمب گذاری انتحاری را در حماس بومی سازی می کند.
رژیم صهیونیستی از سال 1992 یحیی عیاش را تحت تعقیب قرار داد و در نهایت او نوار غزه را برای ادامه فعالیت انتخاب کرد. وی با بکارگیری تخصص خود در راستای مبارزه با اشغالگران قدس شریف، در مدت کوتاهی به موفقیت های چشمگیری در طراحی و ساخت مواد منفجره نائل شد و طی 5 سال خود را تا سطح دشمن شماره یک دولت یهودی بالا کشید و مسئولیت کشته و زخمی شدن بیش از 500 تن از صهیونیستها را عهده دار شد. او مانند ماهی از چنگال دستگاههای امنتی عریض و طویل اسراییل می لغزید و چون شبحی، خود و همکارانش را از زیر چشم دستگاههای امنیتی اسراییل میرهانیده و به اهداف مورد نظرش می رساند. یحیی هرروز گریم و پوشش خود را به نحوی تعویض می کرد که قابل شناسایی نبود و براحتی مواد منفجره را در سرزمین های اشغالی جابجا می کرد. او حتی در منزل خود در رافات ملبس به لیاس یهودی است که احیانا در قالب یک شهرک نشین مسلح نیز دیده شده و گاه در قالب یک دیپلمات سوار بر خودرویی با پلاک «اسرائیلی» به گشت زنی در تل آویو می پردازد؛ عیاش همه روز چهره اش را عوض می کند و حتی یک شب در یک خانه نمی خوابد؛ فکر وسواسی صهیونیست ها به جایی می رسد که اسحاق رابین می گوید: «می ترسم او در کنیست در جمع ما نشسته باشد».
اسحاق رابین نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی لقب مهندس را به یحیی عیاش نسبت داد. وی در یکی از جلسات خود با فرماندهان امنیتی درباره موضوع عیاش و راه های دسترسی به او این لقب را به یحیی عیاش داده است. رابین در این جلسه آنگونه که جدعون عزرا رئیس اسبق شاباک عنوان می کند، توجه خاصی به شایستگی و توانایی های عیاش نشان داده و به او به خاطر توانایی هایی هایش لقب مهندس داده است. رابین در همه نشست های کابینه و همین طور در جلسات شورای امنیتی درباره مهندس سئوال می کرد و بارها در گفت و گو با مطبوعات این لقب را ذکر کرد، تا جایی که این مبارز بی نظیر فلسطینی به افسانه و شبح ترسناکی برای رژیم صهیونیستی تبدیل گردید، از این رو دور از انتظار نبود که همه کارشناسان یهودی و بیگانه او را به عنوان مرد سال 1995 انتخاب کنند؛ زیرا او بیش از شخص رابین وحکومت وارتش اش بر حیات وآینده رژیم صهیونیستی گذاشت و رادیو و تلویزیون صهیونیستی نیز چندین برنامه پیرامون این شبح افسانه ای پخش کرد.
در نهایت یحیی عیاش پس از سالها مبارزه علیه رژیم اشغالگر صهیونیستی، 5 ژانویه 1996 بر اثر تیر مسموم خیانت به شهادت رسید. دشمن صهیونیستی با کارگذاشتن بمبی کوچک در داخل تلفن همراه عیاش، او را در منزل یکی از دوستانش در غزه به شهادت رساند. دهها هزار نفر در مراسم تشییع پیکر پاک شهید عیاش شرکت کردند و روز شهادتش تظاهراتهای گستردهای در سراسر فلسطین برگزار شد.

نحوه شهادت:
هدف اصلی شین بت ترور شهید یحیی عیاش بود و در این خصوص شین بث هماهنگی کامل با ارتش و پلیس ایجاد نمود. شین بث 500 نفر از اعضای حماس را در این رابطه دستگیر نمود که تقریبا 250 نفر آنها مورد بازجویی قرار گرفتند. اما نیروهای اسراییلی که از صنعت دست مهندس به هراس افتادهاند، نمی توانستند هیچ ردی از او پیدا کنند.
یحیی می دانست که زیر میکروسکوپ سرویس امنیتی قرار گرفته و شین بث خانواده او را زیر نظر دارد.
همسر او در روستا زندگی می کرد و یحیی مجبور بود زن و بچه اش را ببیند. او هر چند وقت یکبار به آنها سر می زد. عکس یحیی عیاش همه جا پخش می شود اما موثر نبود چون یحیی هر آن چهره خود را عوض میکرد. او لباس مردم عادی عرب را می پوشید و یا مثلا چفیه عربی می انداخت یا کلاه یهودی بر سر می گذاشت. و این امر شین بث را در پیدا کردن او ناتوان کرده بود.
شین بث همه عوامل خود را بر غزه متمرکز می کند و می فهمد که همسر یحیی باردار بوده و فرزند دوم آنها در راه است. آنها همچنین می فهمند که او در یک آپارتمان در «بیت حانون» در نواز غزه است.
همه کمکهای یحیی از طریق یکی از دوستانش به نام اسامه حماد بود که یکی از اتاق های خانه اش را در اختیار مهندس شهادتطلبان قرار داده است. اما صاحب خانه، عموی اسامه یعنی کمال حماد بود.
وقتی شین بث به آدرس جدید می رسد، اسم صاحب خانه برایشان آشناست چون کمال حماد در گذشته خبرچین سطح پایین آنها بوده است. شین بث برای اولین بار شانس آورده و کمال حماد که به پول احتیاج دارد، دوباره مزدور آنها می شود. حالا پس از چند سال وحشت آور برای اسراییل، شین بث در یک قدمی مهندس قرار دارد.
در دسامبر 1995 کمال حماد به شین بث می گوید که عیاش از ترس اینکه مکالماتش با خانواده ردگیری نشود، مرتبا گوشی خود را عوض می کند و شین بث نیز عملیات خود را بر پایه همین اطلاعات ترتیب می دهد.
بمبی کوچک در باطری یک گوشی موبایل قرار گرفته و ماموریت رساندن گوشی به یحیی، بر عهده کمال حماد قرار می گیرد و از او می خواهند تا تلفن خانه را هم قطع کند تا یحیی مجبور شود از گوشی استفاده کند. کمال حماد که فکر می کرد آنها از این گوشی تنها برای شنود مکالمات مهندس استفاده می کنند، قبول کرده و موبایل را به یحیی میرساند. حالا شین بث از مقر خود در خارج از غزه، منتظر است تا اولین تماس با یحیی برقرار شود.
پنجم ژانویه 1996 زنگ تلفن، یحیی عیاش را از خواب بیدار می کند. پدرش پشت خط بود. شین بث لحظاتی بعد صدای هدف را تایید می کند و با فشار یک دکمه، بمب داخل گوشی عمل کرده و فرمانده افسانه ای گردانهای عزالدین قسام را آرام می کند. مهندسی اهل کرانه باختری که درساخت بمب خبره بود، 150 اسرائیلی را کشت و 500 نفر را مجروح کرد. رژیم صهیونیسیتی این ترور را از شاهکارهای خود می داند و از نحوه شهادت یحیی عیاش، مستند «شکار مهندس» را تهیه می کنند.
