سید عبدالحسین دستغیب

سید عبدالحسین دستغیب

سید عبدالحسین دستغیب شیرازی مجتهد شیعه، شهید محراب، امام جمعه شیراز  است.

عبد الحسین دستغیب در ۱۸ آذر ۱۲۹۲ش در خانواده‌ای روحانی در شیراز به دنیا آمد. خاندان دستغیب از سادات حسینی هستند که آن‌ها را سادات حسنی حسینی نیز گفته‌اند. پدرش محمدتقی و پدربزرگش سید هدایت الله از علما و مجتهدان استان فارس بودند.

عبدالحسین تحصیلات مقدماتی را نزد پدر آموخت. پس از درگذشت پدرش سرپرستی مادر، سه خواهر و دو برادر کوچک‌تر را بر عهده گرفت و در مدرسه خان شیراز (مدرسه ای که صدرالمتألهین ملاصدرای شیرازی در آن درس خوانده است) نزد کسانی چون ملا احمد دارابی و آیت الله علی اکبر ارسنجانی به تحصیل ادامه داد.  دستغیب در بیست سالگی اقامه نماز جماعت مسجد باقرخان، در محله بازار مرغ شیراز را بر عهده گرفت. پایان یافتن دروس سطح حوزه او همزمان با غائله کشف حجاب رضاخانی بود و دستغیب جوان در همان سنین (حدود ۲۵ سالگی) به مبارزه با این تهاجم بزرگ پرداخت. او را ممنوع المدر دوره حکومت رضا شاه برای حفظ لباس روحانیتش به ناچار در امتحان طلاب علوم دینیه –که اداره معارف برگزار کرده بود- شرکت نمود و با قبولی در امتحان، لباسش را حفظ کرد. چندی بعد به بهانه سخنان تحریک‌آمیز و مخالفت‌هایش به زندان افتاد و میان ترک وطن یا کنار نهادن لباس روحانیت مخیر شد، در نتیجه در ۱۳۱۴ش به نجف رفت. در نجف نزد استادانی چون محمد کاظم شیرازی و سید ابوالحسن اصفهانی به ادامه تحصیل در مراتب عالی پرداخت. 

سیدعبدالحسین در نجف به درس و بحث بسنده نکرده و دنبال استاد اخلاقی بود که در مکتب عرفانی او به سیر و سلوک بپردازد، تا اینکه در همان ایام تحصیل در نجف به محضر استاد اخلاق حوزه نجف، عارف نامور میرزا محمدعلی قاضی تبریزی (رضوان‌الله‌علیه) راه یافت و در مکتب عرفانی او رشد کرد.

آیة‌الله دستغیب، خود در ابتدا اندیشه بازگشت به شیراز را نداشت اما روزی به درس آقا شیخ محمد کاظم شیرازی حاضر شد و استاد به ایشان گفت: آقای دستغیب یکی از علما برای شما خواب خوبی دیده است بهتر است شما به شیراز برگردید. او در حالی که سخت مشغول تحصیل بود و در صورت ماندن، آینده درخشانی در فقاهت خواهد داشت، اما قصد بازگشت کرد. شهید دستغیب پس از سقوط حکومت رضاشاه (1321 ش) با گرفتن اجازه اجتهاد از استادانش نجف را ترک گفت و به شیراز بازگشت.

پس از در گذشت مرحوم قاضی، شهید عبدالحسین دستغیب به همراه آیت الله حسنعلی نجابت شیرازی به محضر آیت‌الله محمدجواد انصاری همدانی راه یافتند. در این ایام شهید دستغیب شیراز‌ بود و برای استفاده از استاد به همدان می‌رفت. در کتاب «سوخته » به شرح مجاهدت های شهید عبدالحسین دستغیب در شاگردی آیت الله انصاری همدانی اشاره شده است. سیدعبدالحسین دستغیب همان‌طور که در علوم رسمی‌ و اندیشه‌های متداول علوم اسلامی‌ تلاشی پیگیر کرده، در تهذیب نفس سلوک الی الله نیز کمر همت بسته بود. گاها نیز نشانه هایی از مقامات معنوی او رخ می داد به عنوان مثال داستان زیر نمونه ای از این مراتب عرفانی می باشد:

«سیدی در حالی که دو بچه‌اش را به همراه داشت از روستاهای بوشهر به شیراز آمده، در حوزه علمیه شیراز از یکی از طلاب سراغ منزل آقای دستغیب را می‌گرفت، به او گفته شد با آقای دستغیب چکار دارید؟
در حالی که نگاه به یکی از بچه‌ها که صورتی زرد و جسمی‌ نحیف داشت، کرده پاسخ داد : بچه‌ام مریض شده بود . او را به بوشهر بردم جوابش کردند و گفتند : باید زود او را به شیراز برسانی، من که پولی نداشتم تا خرج سفر و دوا و درمان کنم، سرگردان و درمانده شدم، در آن حال به حضرت مهدی (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) متوسل شدم تا آقا مرا کمک کند و به مناجات با خدا مشغول شدم، ناگهان دریافتم که حضرت مهدی مرا پذیرفته و به من گفتند : ناراحت نباش ! به شیراز برو آنجا نماینده ما آقای دستغیب کمک می‌کند و کارت را اصلاح می‌نماید.
آن سید را به خانه آقای دستغیب بردند و چون آنجا رسیدند به محض ورود آن پیرمرد، آیت‌الله دستغیب با او احوالپرسی گرمی‌ کرد و بدون آنکه حرفی زده شود یا خودش سوال بکند، گفت: بچه‌ات را همراه آورده‌ای؟ حالش خوب است؟ غصه نخور، خودم تمام خرجش را به عهده می‌گیرم.»

شهید دستغیب در شیراز، در کنار برگزاری مجالس وعظ و سخنرانی، تدریس و تألیف، به امور عام‌المنفعه‌ای چون تأسیس و بازسازی مساجد و مدارس از جمله مسجد جامع عتیق شیراز و مدرسه علمیه حکیم پرداخت. وی که خطیب مسجد جامع عتیق بود، طی چند دهه فعالیتش در پیش از انقلاب اسلامی، از اوضاع اجتماعی ایران و رواج مظاهر غیردینی در کشور انتقاد می‌کرد. او پس از آغاز برنامه انقلاب سفید در اوایل دهه ۱۳۴۰ش، به پیروی از علما و مراجع تقلید به لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی اعتراض کرد. اعتراض به حکومت پهلوی در به رسمیت شناختن اسرائیل نیز یکی دیگر از مخالفت‌های او بود. شهید دستغیب با بهاییت که در زمان محمدرضا پهلوی بسیار گستردگی پیدا کرده بود، به جدیت مبارزه کرد.

مواضع انقلابی وی موجب گردید که چند بار دستگیر و زندانی شود. ساواک در ۱۳۵۲ش دستغیب را به سبب ایراد سخنرانی‌های تند ممنوع المنبر کرد. زمان که او ممنوع المنبر شد، روی زمین می نشست و سخنرانی می کرد و می گفت مرا از منبر منع کردند نه از صجبت کردن. شهید دستغیب نسبت به برگزاری یازدهمین وآخرین برگزاری مراسم جشن هنر شیراز در ۱۳۵۶ش واکنش تندی انجام داد. همچنین در 19 دی ماه سال ۵۶ بود که رژیم پهلوی برای کم کردن محبوبیت امام خمینی (ره) نزد مردم اقدام به انتشار مقاله توهین آمیزی کرد که این اقدام رژیم با واکنش تند آیت الله دستغیب همراه بود؛ به طوری که ساواک در نامه سری که به محمدرضا پهلوی می‌نویسد، نقش آیت الله دستغیب را اینطور ذکر می‌کند: «یادشده همچنین متعاقب حوادث اخلالگرانه دی­ماه سال ۲۵۳۶ شهر قم، با ایراد سخنرانی خلاف مصالح مملکتی، تحریکاتی را بین متعصبین مذهبی شهر شیراز به عمل آورده که این تحریکات در انجام فعالیت­‌های اخلالگرانه افراطیون مذهبی در شیراز مؤثر بوده است.»

در رهبری انقلاب اسلامی‌ در شیراز نقش موثر دو شخصیت بزرگوار شیراز، آیت‌الله دستغیب و آیت‌الله محلاتی حایز اهمیت است و ابتکارات و اندیشه‌های نو شهید دستغیب درخششی خاص دارد. در همان دوران آقا از مردم خواسته بودند وقت نماز در هر کجا هستند اذان بگویند. اذان شعار و شعور اسلامی‌ ماست و باید در همه‌جا بر زمینیان و آسمانیان زمزمه شود، چنان این اندیشه برای رژیم رعب‌آور و مساله آفرین شد که در اسناد ساواک به مرکز هشدار دادند و اعلام کردند ممکن است این سیل اذان‌گویان، کوی و برزن و بازار و خیابان به یک عصیان عمومی‌ بر ضد رژیم تبدیل شود باید به سرعت از آن جلوگیری شود. 

با توجه به انتصاب شیراز به حکومت‌های شاهنشاهی ایران باستان، این شهر موردتوجه حکومت پهلوی بود و برخی از جشن‌های بزرگ و پرخرج حکومت شاهنشاهی در آنجا برگزار می‌شد. یکی از این جشن‌ها، جشن هنر شیراز در سال ۱۳۵۶ بود که هرساله برگزار می‌شد.افشاگری‌های بی‌پروای آیت‌الله دستغیب در مورد جشن هنر فساد انگیز شیراز، حرکت‌های اسلامی مردم فارس را عمق بیشتری بخشید و سخنرانی‌ها و حضورش در تظاهرات و راهپیمایی‌ها و مبارزات امت مسلمان منطقه، پشتوانه محکمی برای مردم ستمدیده بود. آیت‌الله دستغیب در آن سال و فردای نخستین روز اجرای این برنامه پس از نماز عصر، چنان از این برنامه انتقاد کرد که مأموران در بیرون شبستان مسجد، ضبط‌صوت‌ها را توقیف می‌کردند و نوار آن را می‌گرفتند. عصر همان روز از طرف مقامات دولتی پیغام فرستادند «شما کوتاه بیایید و ما خودمان جلوگیری می‌کنیم، مبادا در شهرآشوب شود.»اقدامات بجا و شدید نسبت به تغییر تاریخ شمسی به پهلوی، نیز از حرکت‌های انقلابی آن شهید به حساب می‌آمد.


شهید دستغیب در ۲۵ خرداد و ۸ تیر سال ۵۷ هم سخنرانی‌هایی علیه رژیم پهلوی انجام داد و در آن‌ها مردم را به مبارزه علیه رژیم پهلوی دعوت کرد که نتیجه آن برپایی تظاهرات بزرگ و بالاگرفتن آتش اعتراضات بود. پس از حادثه ۱۷ شهریور1357  و کشتارهای خونینی که در تهران و برخی شهرستان‌ها رخ داد و اعلام حکومت نظامی در برخی از شهرها،  آیت‌الله دستغیب با سخنرانی و اعلامیه فریاد اسلام‌خواهی برآورد. پس از ۱۷ شهریور شبانه به منزل مرجع دینی اهل شیراز ریختند و آیت‌الله دستغیب را در حالی که سخت مریض بود با خود به تهران بردند و پیرمرد کهنسال را که در حدود هفتاد سال داشت چند ماه در زندان کمیته مشترک ضدخرابکاری رژیم پهلوی نگه داشتند.  آزادی او خونی تازه در رگ‌های مبارزات مردمی شیراز تزریق کرد

شهید دستغیب در شیوه زندگی معتقد بود که ما باید از همه مردم سطح زندگی‌مان پایین‌تر باشد تا مردم به روحانیت شیعه بدبین نشوند. روزی یکی از دخترانشان به ایشان می‌گوید: آقا جان، پول بده برم لباس بخرم! آقا می‌گوید: «وصله لباست کو؟» یعنی چنین نیست که لباس انسان تنها به دلیل اینکه نو نیست نیازمند تعویض باشد.

شهید دستغیب عارفانه می‌گفت: (من اطاع الخمینی، فقد اطاع الله) و بنابر همین اعتقاد از همان آغاز نهضت اسلامی تا پایان عمر همواره پشت سر ایشان حرکت می‌کرد و از نظر خاص و عام، سخت‌ترین مدافع ولایت‌فقیه بود.

پس از انقلاب

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نخستین هفته پس از اقامت نماز جمعه تهران در سال ۱۳۵۸، مردم شیراز با مراجعه پیاپی از آیت‌الله دستغیب خواستند، نماز جمعه را در شیراز برپا کند. ایشان در پاسخ به مردم اعلام کردند که نماز جمعه از مناصب خاص و اختیارش به دست ولی امر است که در حال حاضر امام خمینی (ره) می‌باشد، لذا اگر ایشان دستور بفرمایند، مانعی ندارد. مردم شیراز بی‌درنگ طوماری بلندبالا با امضای افراد زیادی نوشتند و آن را برای رهبر کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی (ره) که آن زمان در قم مستقر بودند، ارسال کردند. ایشان نیز بنا به درخواست مردم با دست خط خویش حکم امامت جمعه آیت‌الله دستغیب را صادر کردند. ایشان نیز بادل و جان این مسئولیت را پذیرفتند و همواره تا زمانی که زنده بودند، همه وجودشان را برای انجام هرچه بهتر این مسئولیت صرف کردند. افزون بر آن وی نماینده امام در استان فارس و نیز نماینده مردم فارس در مجلس خبرگان قانون اساسی بود. موضع اصلی دستغیب پس از انقلاب اسلامی مبتنی بر تبعیت امام خمینی و همراهی با ولایت فقیه بود. دستغیب در موضع سخنران نماز جمعه در تبیین مبانی انقلاب اسلامی و نیز دفاع از جایگاه روحانیت و حکومت اسلامی تأثیرگذار بود. او نقش مهمی را در حمایت از ولایت فقیه در حکومت اسلامی ایفا نمود.

یکی از افراد بسیار مؤثر در جریان جنگ تحمیلی، شهید آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب بود که با شروع تجاوز دشمن به میهن اسلامی با بیانات بسیار رسا، جوانان را تشویق به شرکت در جبهه‌ها می‌کرد و در بسیج نیروهای مردمی به جبهه و تأمین تدارکات برای رزمندگان، تلاش مستمر و پیگیر داشت. ایشان در ضمن سخنانشان تلاش داشتند که مقوله جنگ را به‌مثابه دفاع مقدس تبیین و ریشه‌های دینی این جنگ را برای مردم روشن کند. ایشان معتقد بودند؛ کسانی که در جبهه حضور پیدا می‌کنند و به خاطر اسلام از همه تعلقات مادی می‌گذرند، مؤمن واقعی هستند. بنابراین، بارها در خطبه‌های نماز جمعه و دیگر سخنرانی‌هایش، رزمندگان جنگ تحمیلی را به‌عنوان مؤمنان واقعی معرفی می‌کرد و آنان را جزء کسانی برمی‌شمرد که علاوه بر ایمان زبانی، به ایمان قلبی رسیده‌اند؛ ایمانی که در اعمال آن‌ها متجلی شده است و آن‌ها تنها کسانی هستند که غیر خدا را فدای خداوند نمی‌کنند. شهید دستغیب معتقد بود؛ رزمندگان اسلام همان انصار الله هستند. وی بارها وضعیت جنگ تحمیلی را با وضعیت جنگ‌های صدر اسلام مقایسه کرده و جنگ تحمیلی را همانند جنگ‌های صدر اسلام معرفی می‌کرد که مؤمنان با مشقت زیاد در این جنگ‌ها شرکت می‌کردند. آیت‌الله دستغیب جنگ تحمیلی دولت بعث عراق علیه ایران را وسیله‌ای برای آشکار شدن انسانیت افراد و صبر، تحمل، بردباری و شهامت آن‌ها می‌نامید. این عالم ربانی جنگ تحمیلی را مبارزه اسلام با کفر می‌دانست، لذا حضور در جنگ تحمیلی و دفاع از کیان اسلام و انقلاب را بالاتر از شرکت در حج تمتع می‌دانست، چنانچه با فرارسیدن موسم حج، اطلاعیه‌ای بدین شرح صادر کرد: مردم متدین و شریف استان فارس، با توجه به وضع حساس فعلی مملکت و تجاوز ناجوانمردانه عراق به کشور اسلامی‌مان، سزاوار است از رفتن به حج صرف‌نظر کرده و با حضور یکپارچه خود در صحنه مبارزه، کمک‌های لازم را به ارتش نیرومند و عالی‌قدر جمهوری اسلامی ایران برسانید.ما فعلاً در حال مبارزه با کفر هستیم و این مصداق واقعی جهاد درراه خداست که صراحتاً قرآن مجید او را والا و برتر از هر عمل دیگر ذکر کرده و بدانید که ان‌شاءالله به ثواب حج هم خواهید رسید.

او در نخستین سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی به افشاگری و مخالفت با گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی به ویژه مجاهدین خلق پرداخت. در سال ۱۳۶۰ ش . منافقین طرح ترور آیت‌الله دستغیب را تهیه کرده، مدتها برای جمع‌آوری اطلاعات تلاش کردند، تشکیلات منافقین، زمان ترور را روز جمعه ۱۳ آبان تصویب کرد و برای این کار دختری به نام گوهر ادب آواز انتخاب شد، او به موجب مشکلات خانوادگی از کانون خانواده رهیده و در شیراز حذب تشکیلات منافقین شده بود. برنامه ترور روز ۱۳ آبان غیر منتظره بهم خورد و بخشی از تلاش گوهر هدر رفت. اما آنان در پی فرصتی دیگر بر آمده نقشه یک ترور انتحاری را تشکیل دادند و ضارب باید خود طعمه هوس تشکیلات شود.
آن سوی دیگر حالات روحی آقا سیدعبدالحسین به او خبر از یک واقعه می‌داد، گاهی که به آقا می‌گفتند: آقا بیشتر مواظب خودتان باشید، می‌گفت: شهادت افتخار است، مگر شما حسودی‌تان می‌شود که من به مقامی‌ برسم، افتخاری نصیبم شود!
آقا معمولا شب‌ها در ساعات معینی از خواب بر می‌خاستند، ولی شب جمعه پس از ساعتی استراحت ناگهان از خواب بیدار شدند، سرشان را در دستانشان می‌گیرند و مرتب (لا حول و لا قوة الا بالله) می‌گویند، همسرش می‌گوید : آقا آب می‌خواهید؟ ناراحتی دارید؟ جوابی نمی‌شنود، سخن نمی‌گویم! مشهدی حیدر خادم می‌گوید: صبح‌ها که می‌رفتم ایشان همیشه پشت میز نشسته بود، ولی آن روز جمعه در اتاق قدم می‌زد و ذکر (لا حول و لا قوة الا بالله) می‌گفت.
همسرش می‌گوید آنگاه که خواست برای نماز جمعه خارج شود دو اشاره کرد که من بعدها فهمیدم یعنی چه؛ و آن دو اشاره، یکی به خود و دیگری به سوی آسمان بود! یعنی که روز پرواز من به آسمان فرا رسیده است.
شهید دستغیب به طرف نماز جمعه حرکت کرد، ناگهان در مسیر خانمی‌ از در خانه‌ای به طرف آقا آمد. چون معمولا افراد در راه به آقا نامه می‌دادند و آقا سخت پروا داشت که پاسداران مانع شوند؛ آن خانم خیلی سریع خود را به آقا رساند و در ساعت ۱۱:۲۵ دقیقه بود که در یک لحظه انفجاری مهیب رخ داد و پس از لحظه‌ای آقا غرق در خون شده و شهید شد. یکی از محافظین وی می گوید: «بارها از روزهای جمعه برای رفتن به نماز جمعه آماده می شدیم و هرچه اصرار می کردیم که اجازه بدهند ماشین برای رفتن آماده کنیم، قبول نمی کردند و می گفتند که می خواهم در این کوچه ها در میان مردم باشم تا اگر کسی سئوالی و یا گرفتاری داشته باشد و خجالت بکشد به منزل بیاید، به کارش رسیدگی کنم.»، بارها از وی خواسته شده بود تا منزل خویش را از درون کوچه های پرپیچ و خم و قدیمی شهر شیراز تغییر دهد تا حراست از وی راحت تر باشد، اما می گفت: «در بین مردم بوده ام و تا آخرین نفس هم باید در بین اینان و با ایشان باشم و در سختی و شادیشان شریک و سهیم.»، پایان راهش هم این بود که انتهای همان کوچه های پر از پیچ به شهادت رسید و مزد زحمات خود را با رسیدن به معبود دریافت کرد.
چون کفن شهید دستغیب را آوردند کیسه‌ای کوچک به همراه آن بود که معلوم نشد چیست. یک هفته بعد از خاکسپاری چندین نفر خواب دیدند که آقا می‌گوید تکه گوشت‌های من لابه‌لای دیوار و اطراف است به من ملحق کنید! هنگامی‌که آنها را جمع کردند دریافتند آن کیسه برای این مقدار از بدن آقا بوده است و این خود شاهدی بر معرفت قبل از عروج بود.

بیانیه امام خمینی رحمه الله علیه در شهادت شهید دستغیب

در پی شهادت شهید دستغیب که سومین شهید محراب کشور محسوب می شد، امام خمینی (ره) پیامی صادر کردند، در این پیام آمده بود:

پیام به ملت ایران به مناسبت شهادت آقای دستغیب

بسم اللَّه الرحمن الرحیم

انَّا لِلّه وَ انَّا الَیهِ راجِعُون

شهادت برای فرزندان اسلام و ذریه پیامبر عظیم الشأن- صلی اللَّه علیه و آله- و اولاد فاطمه- علیهم السلام- و یادگاران حسین- سلام اللَّه علیه- در راه هدف و اسلام عزیز و قرآن کریم چیزی غیر عادی و پدیده ای غیر معهود نیست.

ملت بزرگ اسلام از محراب مسجد کوفه تا صحرای افتخارآمیز کربلا و در طول تاریخ پر ارزش سرخ تشیع قربانیانی ارزشمند به اسلام عزیز و فی سبیل اللَّه تقدیم نموده و ایران شهادت طلب هم از این پدیده سعادتمند مستثنا نیست، و انقلاب اسلامی گوش و چشمش پر از این شهیدان حسین گونه است. ملت عزیز ما در روز رستاخیز با سرافرازی در پیشگاه مقدس خدای بزرگ و پیامبران و اولیای عظیم الشأن، صفهای طولانی از شهیدان در راه دفاع از حق عرضه می دارد؛ از علمای اعلام و ائمه جمعه و جماعت تا فداکاران و سربازان در جبهه های دفاع از حریم مقدس اسلام. پیامبر بزرگ اسلام که بر امم دیگر حتی به سقط، مباهات می کند، مطمئن هستیم به فداکاری این عزیزان جبهه و پشت جبهه و این شهیدان محراب و منبر و در صف جماعات و در داخل مسجدها و بیمارستانها مباهات می فرماید. و چه بهتر و گواراتر که با شهادت این فرزندان اسلام و ذریه طاهره بر افتخارات آن بزرگوار در روز عرض اعمال هر چه بیشتر بیفزاییم.

عزیزان و نور چشمان ما در جبهه های جنوب و غرب هر روز با سرکوبی اشرار امریکایی و عقب راندن و به جهنم فرستادن جنود شیطان، برای اسلام سربلندی و عظمت خلق می نمایند، به طوری که تاب تحمل این پیروزی ها را از امریکاییانِ خارج و داخل، منافق و منحرف، سلب نموده و بر جنون و وحشیگریهای آنان افزوده است. شما فرضاً شهید بهشتی را گناهکار بدانید، شهدای دیگر مثل شهید مدنی و شهید دستغیب، که جزو تربیت محرومان و هدایت مردم گناهی نداشته اند، با چه انگیزه شهید می کنید. شما به گمان خود اگر اینان را به جرم وفاداری به اسلام و طرفداری از محرومان و مظلومان مستحق قتل می دانید اطفال معصومی که در گهواره جای دارند و زبان باز نکرده اند چه گناهی دارند؛ جز آنکه اطفال مسلمانانی هستند که مخالف سلطه امریکا به جان و مالشان می باشند؟! امروز روز جمعه و نماز و عبادت، دست جنایتکار امریکائیان یک شخص ارزشمند که مربی بزرگ و عالمی عامل، که گناهش فقط تعهد به اسلام بود، از دست ملت ایران و اهالی محترم فارس گرفت و حوزه های علمیه و اهالی ایران را به سوگ نشاند. حضرت حجت الاسلام و المسلمین شهید حاج سید عبد الحسین دستغیب را که معلم اخلاق و مهذّب نفوس و متعهد به اسلام و جمهوری اسلامی بود با جمعی از همراهانش به شهادت رساندند و خدمت خود را به ابرقدرت و ابرجنایتکار زمان ایفا کردند، به گمان آنکه به ملت رزمنده ایران آسیب رسانند و آنان را در راه هدف به سستی بکشند. این کوردلان نمی بینند که در هر شهادتی و در هر جنایتی ملت متعهد به اسلام و کشور مصمم تر و در صحنه حاضرترند؟ اینان پس از بمباران شهرها در جنوب و غرب و قتل عامهای فجیع مردم بی پناه، فریاد «جنگ جنگ تا پیروزی» را نشنیده اند که ملت وفادار، شهادت را در راه خداوند با آغوش باز پذیرا هستند؟ یا می خواهند شکستهای لشکر کفر را و آتشی که به جان دوستان و اربابانشان از پیروزی رزمندگان ایران افتاده است با خون این مردان خدا فرونشانند؟ اینک سزاوار است اصحاب نظر و ارباب تحلیل در این شرارتها و جنایتها فکر کنند که انگیزه آنکه در هر پیروزی و دنبال هر شکست حزب بعث امریکایی یک جنایت بزرگ از این منافقان و منحرفان واقع می شود چیست. از باب اتفاق نمی شود باشد که دنبال پیروزی آبادان جنایتی واقع، و دنبال فتح بستان، باز جنایتی و امروز به دنبال فتح عظیم در غرب و شکست مفتضحانه دشمنان اسلام، این جنایت بزرگ واقع شد آیا اینها هم من باب اتفاق است یا حساب شده یا دیکته شده عمل می شود؟ آیا ما این بزرگان، علما و معلمان ارزشمند را برای جبران شکست امریکا در منطقه و صدام امریکایی در جبهه ها از دست می دهیم؟ رحمت خداوند بر این مجاهدان عظیم الشأن که شهادتشان پیروزی اسلام را بیمه می کند و ننگ و نفرت بر امریکای جنایتکار و دست نشاندگان و هواداران آن.

این جانب این ضایعه بزرگ و فاجعه اسفناک را بر حضرت مهدی- ارواحنا فداه- و ملت شجاع ایران و اهالی معظّم استان فارس و خانواده آن شهید تسلیت می دهم و به پیشگاه مقدس پیامبر اسلام این فداکاریهای ملت اسلام و مجاهدات قشرهای مختلف ایران را تبریک عرض می کنم، و برای خاندان این شهید پر افتخار از خداوند تعالی توفیق صبر و بردباری و سلامت طلب می نمایم.

سلام بر مجاهدان بزرگوار اسلام، و درود بر رزمندگان غرب و جنوب، و تهنیت بر نیروهای نظامی و مردمی پیروزی آفرین در جبهه غرب. از خداوند تعالی پیروزی نهایی لشکر اسلام را بر قدرتهای شیطانی مسألت می نمایم.

و السلام علی عباد اللَّه الصالحین.

روح اللَّه الموسوی الخمینی

 آثار به جا مانده از شهید دستغیب

از دستغیب بیش از دهها جلد کتاب در مباحث مختلف اسلامی و بیشتر در حوزه اخلاق، باقی مانده است. برخی از کتاب‌های وی مانند گناهان کبیره و معاد در بیش از یک میلیون نسخه به چاپ رسیده است. شهرت او بیشتر به سبب درس اخلاق و کتاب‌های فراوان اخلاقی او است. از این عالم بزرگوار، 46 کتاب در زمینه های مختلف اعتقادی، اخلاقی و دینی به جا ماند که وظیفه مقدمه، تهیه و تصحیح نهایی آن به عهده مرحوم آیت الله «سید هاشم دستغیب»، فرزند وی بود، که این عالم بزرگوار هم چند سال پیش دارفانی را وداع گفت.

«معاد»، «توحید» و «سیدالشهدا (ع)»، «فاطمه زهرا (س)»، «زینب کبری (س)»، «داستان های شگفت»، «قلب سلیم»، «گناهان کبیره»، «بندگی راز آفرینش پیامبر (ص) و قرآن»، «نفسه مطمئنه»، «مهدی موعود (عج)»، «مظالم»، «توبه و برزخ» و «قیام حسینی (ع)» از جمله کتاب هایی است که از این شهید جلیل القدر به جای مانده است.

از اقدامات مذهبی وی، می توان به بازسازی مسجد جامع شیراز، نوسازی مدرسه علمیه «حکیم»، تاسیس حوزه علمیه، ایجاد و راه اندازی مسجد «الرضا»، مجتمع «خاتم الاوصیاء (ص)»، مسجد «شهید خلیل دستغیب»، مسجد «المهدی (عج)»، مسجد «روح الله» و مسجد «امام حسین (ع)» اشاره کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *