میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در سال ۱۲۳۷ شمسی در تبریز به دنیا آمد، او از خاندانی اعیانی و اشرافی و پدرش میرزا شفیع تاجری ثروتمند بود. علت نامگذاری او به «ملکی» نسبت فامیلی او با خاندان «ملکالتجار تبریزی» بوده است.
میرزا جواد آقا ملکی تبریزی علوم صرف، نحو، بلاغت و بیان و سطح مقدماتی دروس حوزوی را در تبریز فرا گرفت. سپس به نجف رفت و در آنجا نزد علما و استادان بزرگ آن زمان دانش آموخت. مهم ترین استاد ایشان ملاحسینقلی همدانی می باشد که میرزا جواد آقا ملکی تبریزی ارادت خاصی به وی داشت و ۱۴ سال نزد ایشان شاگردی کرد. میرزا جواد آقا ملکی تبریزی کمالات معنوی و مراتب عالیه عوالم روح را زیر نظر وی سپری کرد و از او اجازه روایت احادیث (نوعی اجازه در سطوح حوزوی اسلامی که نشان مورد اعتماد بودن است) کسب کرد. در زمینه اخلاق و عرفان، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی از بهترین شاگردان مکتب ملا حسینقلی همدانی بوده است.
میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در حدود سال ۱۳۲۱ قمری به ایران آمد و در زادگاه و موطن اصلیاش تبریز به ترویج علوم دینی پرداخت. در سال ۱۳۲۹ قمری به خاطر اغتشاشات مربوط به جنبش مشروطه ایران و اوضاع نامساعد تبریز، به قم نقل مکان کرد. وی تا پایان عمر در قم ماند و در آنجا به تربیت روحانیان مشغول بود. در زمانی که عبدالکریم حائری یزدی به قم آمد و حوزه علمیه قم را تأسیس کرد، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی نیز کلاس اخلاق و تهذیب نفس تشکیل داد و شاگردان زیادی زیر نظر وی تربیت شدند.

جواد آقا ملکی تبریزی سه ماه رجب، شعبان و رمضان را پی در پی روزه می گرفت و در قنوت نمازهای نافله این بیت حافظ را مکرر می خواند:
ما را ز جام باده گلگون خراب کن / زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
کتابهای میرزا جواد آقا ملکی تبریزی به زبانهای عربی و فارسی است. مشهورترین کتب وی، اسرار الصلوه، المراقبات و رساله لقاء الله می باشد.
امام خمینی به میرزا جواد آقا ملکی تبریزی ارادت خاص داشته و علاقهمندان به تهذیب و وارستگی را به مطالعه کتابهای او راهنمایی میکردهاست. از جمله در کتاب «چهل حدیث» خود، مطالعه «رساله لقاءالله» ملکی تبریزی را توصیه میکند.
میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در روز ۱۱ تیر ۱۳۰۴ خورشیدی درگذشته است و آرامگاهش در قبرستان شیخان شهر قم قرار دارد
میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در بیان بزرگان
آیت الله حاج سید حسین فاطمی در مورد جواد آقا ملکی تبریزی می گوید:
«او خودش دستورالعمل اخلاقی بود. شب که می شد در صحن خانه دیوانه وار قدم می زد و مترنم بود که:
گر بشکافند سراپای من / جز تو نیابند در اعضای من
آخرین حرفش در بیماریش این بود که گفت «الله اکبر» و جان تسلیم کرد.»
آیت الله شیخ علی پناه اشتهاردی هم در مورد ایشان فرمودند:
«میرزا جواد آقا تبریزی در مدرسه فیضیه درس اخلاق داشت و آن چنان تأثیر آتشین بر دل ها می گذاشت که در درسش از اثر صحبت ایشان، غش می کردند و بی هوش می شدند.
روزی به میرزا جواد آقا عرض کردند که تأثیر صحبت شما چنان است که یکی از تجار در این جلسه حضور داشته بی هوش بر زمین افتاده است!
فرموده بودند: این که چیزی نیست مولایشان امیرالمؤمنین همیشه از خوف خدا چنین حالتی بهش دست می داد!»
مقام معظم رهبری در مورد ایشان می فرماید:
«ما قله های تهذیب داریم. در همین قم، مرحوم حاج میرزا جواد آقای ملکی، مرحوم علامه طباطبائی، مرحوم آقای بهجت، مرحوم آقای بهاءالدینی (رضوان اللَّه تعالی علیهم) قله های تهذیب در حوزه بودند. رفتار اینها، شناخت زندگی اینها، حرفهای اینها، خودش یکی از شفابخش ترین چیزهائی است که می تواند انسان را آرام کند؛ به انسان آرامش بدهد، روشنائی بدهد، دلها را نورانی کند. در نجف بزرگانی بودند؛ سلسله شاگردان مرحوم آخوند ملاحسینقلی تا مرحوم آقای قاضی و دیگران و دیگران؛ اینها برجستگانند.»