24 ساعت از زندگی بهجت العارفین

آیت الله محمدتقی بهجت از مراجع بزرگ تقلید می باشد که بیشتر به عرفان، زهد و تقوا شناخته می‌شود. نماز جماعت آیت الله بهجت و حالات عرفانی او بیشتر در میان مردم مشهور است. محمد نقی بهجت در سال 1294 ش در شهر فومن درخانواده مذهبی به دنیا آمد. او در 16 ماهگی مادرش را از دست داد و تحت تربیت پدرش کربلایی محمود قرار گرفت. آیت‌الله بهجت پس از طی تحصیلات مقدماتی در شهر فومن، در 1308 ش برای ادامه تحصیل رهسپار حوزه‌های علمیه عراق شد. او 4 سال در کربلا اقامت داشت و سپس از کربلا به نجف رفت. پس از اتمام دوره سطح، خارج فقه و اصول و نیز اخلاق و عرفان را از اساتید حوزه نجف فرا گرفت.

آیت الله بهجت، بعد از اخذ اجازات اجتهاد از استادان، برای دیدار خانواده در سال ۱۳۲۴ ش به ایران آمد. او بعد از اقامتی چند ماهه در فومن، به قصد زیارت حضرت معصومه(س) و اطّلاع از حوزه علمیه قم، به این شهر رفت و چند ماه در آن‌جا ماند تا این که خبر رحلت استادان نجف را یکی پس از دیگری شنید. از این رو، تصمیم گرفت که در قم بماند. آیت الله محمدتقی بهجت فومنی عصر یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ش به علت سکته قلبی، وفات یافت و در حرم حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شد.

با بهره گیری از صحبت های فرزند ایشان، برنامه از زندگی آیت الله بهجت استخراج شد که بیانگر نظم شدید ایشان در انجام عبادات و تدریس می باشد، این برنامه به شرح زیر است:

سحر: هنوز یک ساعت و نیم تا دوساعت مانده به گلبانگ اذان صبح، آقا از خواب بر می خواستند و به مناجات و نماز شب می پرداختند. قرائت قرآن و تدبر در آیات نورانی اش نیز همواره پیش از نافله نماز صبح انجام می شد.

اذان صبح: پس از اقامه نماز صبح و تعقیباتش، هنوز نیم ساعت مانده تا طلوع آفتاب، برای اقامه نماز جماعت صبح، پیاده روانه مسجد کوچک فاطمیه می شدند و در همین مسیر نیز باقیمانده تعقیبات را انجام می دادند و به اذکار می پرداختند.

زیارت: اقامه نماز صبح به جماعت در مسجد و تعقیباتش از سال 59 تا 84 ادامه داشت. تقریبا یک ساعت و نیم به طول می انجامید. بعد از آن به سمت حرم مطهر حرکت می کردند و در مسیر به خوانده دعای سیفی صغیر و دعای (یا من تحل) مشغول می شدند و در روضه منوره یک ساعت به صورت ایستاده و یک ساعت نشسته به خواندن ادعیه و زیارت می پرداختند.

مسیر و صبحانه: خواندن زیارت امین الله، جامعه کبیره و زیارت عاشورا به همراه صدلعن و صد سلام (البته این صد لعن و صد سلام را به مرور و در مسیرهای رفت و برگشت به منزل، حرم و مسجد می خواندند) و نماز بعد از زیادت عاشورا و خواندن دعای علقمه (دعای بعد از زیارت عاشورا) کار هر روزشان بود. در مسیر برگشت از حرم به منزل نیز، دعای صباح را از حفظ می خواندند. صبحانه معمولا مختصری نان و پنیر و چای میل می کردند؛ البته اواخر شیر هم اضافه شد.

شعر و مطالعه: پس از صرف صبحانه، یک ربع تا بیست دقیقه به صورت نشسته استراحت می کردند و بعد از آن به مطالعه می پرداختند و در همین میان، اشعاری نیز یادداشت می کردند. سرودن اشعار عرفانی، بیست سالی ادامه داشت.

تدریس: بعد از تجدید وضو، برای تدریس راهی مسجد می شدند. اغلب اوقات پس از اتمام درس و با اتمام صد سلام زیادت عاشورا سجده آن را به جا می آوردند. جالب بود که ایشان مقید بودند زیارت عاشورا را از روی متن کتاب بخوانند؛ با اینکه آن را علی القاعده باید حفظ بوده باشند.

استراحت و عبادات ظهر: پیش از اذان ظهر، گاهی ده دقیقه تا یک ربع استراحت می کردند و سپس برای نماز ظهر آماده می شدند. با انجام نوافل ظهر، اقامه نماز جماعت، تعقیبات بعد از آن و دعا برای مشتاقان به منزل بر می گشتند و یک ربع تا بیست دقیقه به تدبر در قرآن می پرداختند. در اواخر عمر شریفشان پس از انجام عبادات مربوط به نماز ظهر، ده دقیقه استراحت می کردند که باز هم به صورت نشسته بود.

ناهار: وقت ناهار که می شد و زمانی که سفره را پهن می کردند، کنار سفره جویای دوستان و نزدیکان می شدند و یک یک آن ها را نام می بردند؛ حتی افراد بسیار دور را هم از قلم نمی انداختند. همیشه هم ناهار با حضور تمام اعضای خانه بود. البته در روزهای خاصی مثل عاشورا، عرفه و … که عبادات خاصی برای آنها وارده شده، ممکن بود ناهار بدون حضور ایشان باشد. جالب اینکه وقت ناهار با دقت به حرف های اعضای خانه گوش می دادند و در خاطرشان می ماند. حتی اگر قرار بود از کسی خبر بگیرند، پیگیری می کردند و نتیجه را می خواستند؛ و اگر ما بر اثر سهل انگاری یا مشغله و یا فراموشی عمدی یا سهوی امرشان را انجام نداده بودیم، دائم نگران پیگیری آن روز ایشان بودیم؛ چون می دانستیم فراموش نمی کنند.

تدریس: پس از صرف نهار و بعد از اینکه بیست دقیقه باز هم به صورت نشسته استراحت می کردند، به مطالعه می پرداختند و آماده تدریس می شدند. جلسه درس یک ساعت قبل از اذان مغرب بود و سپس تجدید وضو می کردند و برای نماز مغرب و عشا آماده می شدند.

خلوت: جالب ترین مرحله اعمال ایشان که هیچ وقت برای مکشوف نشد در آن زمان برایشان چه می گذشت، بعد از نماز مغرب و عشا و تعقیبات آن بود که در یک اتاق تاریک، با خودشان خلوت می کردند و کسی در این خلوت عارفانه شان راه نداشت. به نظر می رسید آنچه بر ایشان مکشوف می شد، در همین یک ساعت و همچنین بین الطلوعین صبح اتفاق می افتاد. از مقدمات نماز مغرب و عشا تا اتمام تعقیبات، حدود سه ساعت و نیم تا چهارساعت به طول می انجامید؛ به جز شب های پنج شنبه و جمعه که طولانی تر هم می شد.

شام: با تمام شدن عبادات و مطالعه شبانه، شام مختصری میل می کردند. اوایل شامشان نام و دوغ بود و اواسط هم نان خالی بود و کمی شربت آب لیمو، اواخر هم نان بود چای. بعد از شام و قبل از خواب، حدیث کسا و سوره واقعه و آیت الکرسی و چهارقل در میان آنچه قرائت می کردند، واضح بود.

خواب: تمام خواب های نشسته و غیرآن، بین چهار یا پنج ساعت بود و گاهی کمتر؛ یعنی گاهی فقط نزدیک به سه ساعت می شد که همین مسئله برایمان بسیار تعجب آور بود. با خودم فکر می کردم چگونه با این کهولت سن خسته نمی شوند؟ حاضر بودند از خواب و استراحت کم کنند اما از عبادت هرگز. تنظیم عبادات و اعمال در فصول مختلف خودش جالب بود؛ یعنی ساعات عبادات و استراحتشان در فصول مختلف متفاوت بود. اما گویی به هیچ وجه احساس بازنشستگی، خستگی و پیری نداشتند.

تعطیلات: ایام تعطیل هم که می شد، چون تدریس نداشتند، به نظریه پردازی و اجتهاد و دوره فقه و نوشتن کتاب هایی در همین زمینه همت داشتند. برای مثال، دوره فقه ایشان در ایام تعطیلات نوشته شد. جالب اینکه درس تدریس شده را در همان روز به قلم خویش مکتوب می کردند.

2 thoughts on “24 ساعت از زندگی بهجت العارفین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *