کتاب «عصرهای کریسکان»، خاطرات آقای امیر سعیدزاده (سعید سردشتی) از دوران پیش از انقلاب، دفاع مقدس تا رنجهای اسارت در زندانهای کومله و دموکرات است. این کتاب به قلم کیانوش گلزار راغب تدوین و توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است. نویسنده کتاب «کیانوش گلزار راغب»، خود یکی از رزمندگانی است که چهارده ماه در زندان کومله به سر برده و هم بند امیر سعید زاده است.

امیر سعید زاده یکی از خاصترین رزمندگان است؛ زیرا در هیچ سازمانی عضویت ندارد و نیرویی آزاد محسوب میشود. او بیشتر در مأموریتهای اطلاعاتی حضور پیدا میکند و برای ماموریت های شناسایی و نفوذ به کردستان عراق می رود. امیر سعید زاده، اهل تسنن است و خاطراتش تاریخ شفاهی کردستان عزیز است. کتاب «عصرهای کریسکان» تاریخ مبارزات مردم کرد قبل از انقلاب اسلامی، در طول هشت سال دفاع مقدس و رنج ها و مظلومیت های مردم کرستان پس از پایان جنگ را بیان می کند. در این کتاب به روشنی بیان می شود که عده ای اقلیت خودباخته بسیار تلاش می کنند که خود را نماینده مردم کردستان معرفی کنند، اما فقط به مردم کرد ظلم می کنند و جوان های کرد را می کشند. این اقلیت ها شامل کومله، دموکرات و گروهک های مسخره ای است که سال ها به مردم کردستان ظلم کردند و در رسانه خود را صدای مردم کردستان معرفی می کنند. امیر سعید زاده در خاطراتش فاصله زیاد این گروهک ها را با مردم شریف کردستان به خوبی بیان می کند و داستان رنچ و مرارت های مردم ساده و مظلوم کردستان را بیان می کند. در این کتالب نکته زیبا مجاهدت ها و صبر زیاد مادر (غنچه خضرنیا) و همسر امیر سعید زاده (سعدا حمزه ای) است که پابه پای شوهر مبارز خود همه رنج ها را به جان می خرد. بخش هایی از کتاب از زبان امیرسعید زاده و بخش هایی از زبان همسرش است. روایت داستان از جانب دو شخصیت جداگانه فهم بهتری از رنج و تلاش های افراد ارائه می دهد.

سعید سردشتی یک مرتبه توسط گروهک تجزیه طلب کومله در سال 1359 اسیر می شود، که موفق به فرار می شود. سپس توسط سپاه پاسداران دستگیر می شود و بعد از جنگ در سال 1371 توسط گروهک دموکرات اسیر می شود که حدود 4 سال اسارات را تحمل می کند. هم خودش و هم همسر و خانوادهاش در طول دوران اسارت مشقات زیادی را متحمل شدند؛ اما با همه اینها، از مسیر خودش برنگشت و در برابر دشمن کوتاه نیامد. خودش روایت جالبی از آن دوران دارد: «اسیر شدم، ولی تسلیم نشدم.» بعد از سالها کار اطلاعاتی کردن و وارد کردن ضربه های متعدد به گروهک های تجزیه طلب و پس از تحمل سال ها اسارت، امیرسعید زاده به آموزش و پرورش می رود و معلم اول دبستان می شود.
امیر سعیدزاده در دیداری که ۱۲ بهمن سال ۱۳۹۶ با رهبر انقلاب داشت، گفته بود: «افتخار دارم که در خدمت عزیزان بزرگی مثل شهید چمران، شهید باکری، شهید بروجردی و شهید صیاد شیرازی بودهام. سرباز همهشان بودهام. همه رفتند و من ماندم. علتش چه بوده نمیدانم!» سعید سردشتی اهل تسنن، شاگرد مکتب امام خمینی رحمةاللهعلیه بود و مسئله اش، مبارزه اسلام و کفر بود: «این عقیده شخصی من است؛ حضرت ابراهیم علیهالسلام کعبه را بنا کرد. حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله اسلام را علنی کرد. امام حسین علیهالسلام آن را بیمه کرد و امام خمینی رحمةاللهعلیه جهانیاش کرد. این نظر من نسبت به امام خمینی رحمةاللهعلیه است؛ امّا حضرت آیتالله خامنهای سنگتمام گذاشتند. آقا در طول سکانداری بعد از رحلت امام واقعاً توانستند آنطور که باید اسلام را به دنیا بشناساند و اقتدار نظام جمهوری اسلام را به رخ بکشند. واقعاً توانستند و دشمن را به خاک مالیدند.»
امیر سعیدزاده (سعید سردشتی) راوی کتاب «عصرهای کریسکان»، آزاده و جانباز جنگ تحمیلی صبح ۲۹ دیماه ۱۴۰۰ به دوستان شهیدش پیوست. متن تقریظ رهبر انقلاب اسلامی بر این کتاب به شرح زیر است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
ـ بسیار جذّاب تهیّه شده است؛ هم خود سرگذشت این جوان آزادهی کُرد جذّاب است و هم نوع نگارش صریح و کوتاه و بیحاشیهی کتاب. با اینکه نیروهای مبارز کُردِ طرفدار جمهوری اسلامی را از نزدیک دیده و شناختهام، آنچه از فداکاریهای آنان در این کتاب آمده، برایم کاملاً جدید و اعجابآور است. نقش مادر و همسر هم حقّاً برجسته است. دلاوری و شجاعتِ راوی و خانوادهاش ممتاز است و نیز برخی عناصر دیگر کُردی که از آنان نام برده شده است. در کنار این درخشندگیها، رفتار قساوتآمیز و شریرانهی کسان دیگری که بدروغ از زبان مردم شریف کُرد سخن میگفتند نیز بخوبی تشریح شده است. کتاب جامعی است؛ تاریخ، شرح حال، شناخت قوم کُرد، شناخت حوادث تلخ و شیرین منطقهی کردی در اوایل انقلاب … در آذر ۹۹ مطالعه شد.