سردار پاسدار شهید غضنفر جمیری
شهید غضنفر جمیری در سال 1340 در یکی از روستاهای توابع شهرستان دشتستان به نام چاه خانی چشم به جهان گشود. مقاطع دبستان و راهنمایی و دبیرستان را در شهرستان برازجان پشت سر گذاشت. در بحبوهه انقلاب اسلامی به همراه پسر عمه های خود شهیدان محمد علی کامکاری، عباسقلی کامکاری و حسین قلی کامکاری در مراسمات دینی و مذهبی شرکت کرد و با راهنمایی های شهید ابوتراب عاشوری و روحانیون معظم نسبت به پخش اعلامیه در استان بوشهر اقدام می کند. این شهید بزرگوار با شروع فعالیت هسته اولیه سپاه در بوشهر به همراه شهید عباسقلی کامکاری به سپاه پیوست. در سال 1360 ازدواج کرد.

فعالیتها و عملیات هایی که ایشان از اول جنگ تحمیلی تا لحظه شهادت انجام دادند به شرح زیر است:
1) انجام مأموریتهای محوله در سپاه دلوار جم و سایر درگیریها با معاندین ضد انقلاب اسلامی در استان بوشهر.
2) حضور در مناطق کردستان، سنندج و پاوه و مبارزه با اشرار و احزاب دموکرات و کومله به مدت 6 ماه.
3) حضور در عملیات سوسنگرد و عملیات طریق القدس(آزادسازی بستان).
4) حضور در عملیات هویزه،اولین حمله ای که همراه با تجهیزات و ادوات زرهی صورت گرفت.در ابتدای حمله تعداد بسیار زیادی از نیروهای دشمن به هلاکت رسیدند یا به اسارت در آمدند، ولی با خیانت بنی صدر و عدم حمایت آتش از رزمندگان عملیات با شکست مواجه شد.
5) حضور در مناطق عملیاتی و جنگ و گریز که توسط نیروهای دکتر چمران صورت می گرفت،که در یکی از این عملیاتهای شناسایی مورد تشویق و ترغیب دکتر چمران واقع گردید.
6) شرکت در عملیات بیت المقدس به عنوان فرمانده گردان امام حسین (ع) اعزامی از استان بوشهر که در همین عملیات شجاعانه جنگید و خالصانه به لقاءالله پیوست.این عملیات در نیمه شب مورخ 10/2/61 با رمز یا علی بن ابیطالب آغاز شد.در این عملیات نیروهای تحت فرماندهی شهید جمیری ابتدا 7 کیلومتر به جلو حرکت می کنند، سپس متوجه می شوند که زیاد آمده اند با دستور فرمانده لشکر 4 کیلومتر به عقب برمی گردند که می بینند در عقبه دشمن قرار گرفته اند. در راه برگشت با نیروهای دشمن درگیر می شوند.پس از نابود کردن تعداد زیادی از تانک ها و نفربرها و به هلاکت رساندن نیروهای عراقی در حالت جنگ و گریز، غضنفر جمیری به همراه حسین قلی کامکاری به در جه رفیع شهادت نایل می آیند.

پرویز قوسی فرمانده یکی دیگر از گروهان ها در خاطره ای جالب در باره نحوه شهادت شهید جمیری فرمودند: «این شهید بزرگوار قبل از شهادت به بنده فرمودند: بنده خواب دیده ام که صحنه ای شبیه صحنه ی کربلا پیش آمده و ما در محاصره دشمن قرار گرفته ایم. عده زیادی از دوستان ما شهید شده اند و من نیز در این عملیات شهید می شوم و جسدم در معرکه عملیات تا مدتها بر زمین خواهد ماند. این سرنوشت عموم بچه های حاضر خواهد بود.» بله چنین هم اتفاق افتاد. در مرحله سوم عملیات بیت المقدس گردان شهید جمیری با عقبه دشمن برخورد کرد. در جنگی نابرابر با انبوه تانکها و نیروهای عقبه دشمن اکثر بچه های گردان به شهادت رسیدند. بعلّت نبود پشتیبانی پیکر پاک این شهید به مدت 3 ماه در این بیابان ماند تا در عملیات رمضان پیکر این شهید بزرگوار به آغوش مردم ایران بازگشت. همچنین در خاطره ای که شهید حسین حمیدیان (همرزم شهید جمیری) بیان فرموده اند، شهید جمیری به ایشان چنین فرموده اند: «من در عملیات بیت المقدس افتخار شهادت نصیبم می گردد. و روز جمعه تشییع جنازه می شوم. امیدوارم بر جنازه ام دعای ندبه بخوانند و در وصیت نامه ام قید کرده ام که وصیت نامه ام حتماً توسط همسرم در نمازجمعه خوانده شود-در صورتیکه توانایی خواندن آن را داشته باشد-» و این چنین هم اتفاق می افتد.