شهید محمد زارع مویدی، مدافع امنیت

شهید محمد زارع مویدی طلبه بسیجی و جهادگیری بود که در شامگاه سه شنبه 24 آبان 1401 در خیابان معالی آباد شیراز به ضرب سنگ اغتشاشگران به شهادت رسید.

شهید محمد مؤیدی ۱۲ فروردین سال ۱۳۶۴ در خانواده مذهبی در منطقه بیضا استان فارس متولد شد و پس از طی کردن دوران مدرسه وارد حوزه علمیه گردید. این شهید عزیز در صحنه‌های خدمت جهادی، از کمک رسانی در سیل و زلزله تا دستگیری از نیازمندان حضور پر رنگی داشته است.  او در سنگر مجاهدت علیه دشمنان تکفیری نیز نقش داشته است. وی به عنوان وظیفه طلبگی، حضور فعال و تبیینی در تبلیغ معارف دینی و انقلابی به خصوص در فضای مجازی ایفا نموده است. او از نیروهای فعال و همیشگی کانون رهپویان وصال شیراز (حجت الاسلام انجوی نژاد) بود و در ذیل این مجموعه تربیت یافته بود.

شهید محمد زارع مویدی

فاطمه مویدی یکی از بستگان شهید مویدی، او را  اینگونه توصیف می کند:

کشاورز بود و زحمت‌کش. درس طلبگی میخواند و شیخ محمد صدایش می‌کردیم. همیشه لبخند به روی لب داشت. وضع مالی‌اش خوب بود. اما ساده زندگی کردن را بیشتر دوست داشت و مالش را وقف امور خیریه می‌کرد. از نوجوانی وارد بسیج شد. به بسیج خیلی علاقه داشت. بیشتر وقتش را یا در باغش می‌گذراند یا در فعالیت‌های بسیج و اردوهای جهادی. پل دختر، سراوان، سیل شیراز و هر جایی که نیاز به کمک بود، پیدایش می‌شد. فرقی نمی‌کرد سیل باشد یا زلزله یا شرایط عادی. دو ماه پیش افتاد توی استخر ۱۵ متری و نزدیک بود غرق بشود. می‌گفت :« در دلم توسل کردم به سیدالشهدا و گفتم آقا من را نجات بده. من می‌خواهم در راه شما شهید بشوم!» چند نفر رسیدند و نجاتش دادند. چندین بار سوریه رفت. تک‌تیرانداز بود. برای ۱۳ آذر هم بلیط سوریه داشت اما دو روز قبل از شهادتش به همسرش گفته بود: «من همین چند روز شهید می‌شوم و کار به سوریه نمی‌کشد.» حتی جای دفنش را به دوستانش نشان داده بود و گفته بود:« یا به سرم ضربه می‌خورد یا به قلبم.»

حجت‌الاسلام حسن قانع، مدیرکل  تبلیغات اسلامی فارس در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در خصوص جزییاتی از زندگی این طلبه شهید اظهار داشت: این طلبه عزیز از طلاب حوزه‌های علمیه شیراز بود که نزد اساتیدی همچون آیت‌الله حائری شیرازی و برخی دیگر از علمای اخلاق تحصیل کرده بود. او از روحیات اخلاقی و عرفانی ویژه‌ای برخوردار بود. وی افزود: در زمان نبرد داعش و دفاع از حرم اهل بیت (ع)، این شهید در سوریه به عنوان رزمنده حضور یافت و از مبارزان و مدافعان حرم مشهور در شیراز بود. بعد از این دوران نیز به عنوان یک طلبه در خط مقدم جهادگری و خدمات‌رسانی به مناطق محروم بود. در زمان وقوع بلایای طبیعی مانند سیل‌، زلزله و بعد هم کرونا در سال‌های اخیر او بسیار فعالیت داشت و کمک‌رسان خانواده‌های نیازمند بود. حجت‌الاسلام قانع تصریح کرد: این شهید در عرصه وقف هم بسیار تلاش داشت و از واقفان مطرح شهرستان بیضاء در استان فارس به حساب می‌آمد که زمین بزرگ و وسیعی را در این شهرستان وقف کرده بود. زمین دیگری را هم برای ساخت مسجد و حسینیه وقف کرده بود که در حال ساخت است. شیخ محمد مویدی همیشه آرزوی شهادت داشت و برادرش تعریف می‌کرد که این اواخر حال عجیبی داشت و زیاد از شهادت می‌گفت. از او دو فرزند ۵ـ۶ ساله و ۱۲ـ۱۳ ساله به یادگار مانده است.

این شهید عزیز علیرغم اینکه وضعیت مالی خوبی داشت، اما همیشه در حال فعالیت بود. او به دلیل داشتن چندین باغ در منطقه بیضا مشکل مالی نداشت، اما بسیار ساده زندگی می کرد و ثروتش را می بخشید یا وقف می کرد. او همیشه در حال کار و فعالیت بود، آشپزی کردن برای حسینیه، اردوهای جهادی در مرزهای کشور، مبارزه در سوریه به عنوان مدافع حرم. زمانی که از کارهای جهادی و فرهنگی رهایی می یافت، در باغ خودش مانند یک کارگر کار می کرد و به کار کردن خود افتخار می کرد. او یکی از نیروهای بسیار فعال در کانون رهپویان وصال شیراز ذیل هدایت حجه الاسلام انجوی نژاد بود. وقتی به زیارت امام رضا علیه السلام و یا امام حسین علیه السلام می رفت، اول اذن دخول می خواند، با عجله وارد نمی شد. اعتقادش بر این بود که وقتی اذن دخول می خواند، باید اجازه داده شود، بدون اجازه وارد حرم نمی شد. گاهی بدون اینکه وارد حرم شود، بر می گشت.

شاید شاخص ترین ویژگی اخلاقی این شهید تواضع و بی ادعا بودن اش باشد. با وجود وضعیت مالی خوب، ملبس بودن به لباس روحانیت و سن بالاتری که از اطرافیان اش داشت، اما فروتن و بی ادعا بود. کمی قبل از شهادت، زمانی که در استخری مشغول کار بود، غرق می شود. زمانی که دوستانش او را نجات می دهند، شروع به گریه می کند. به اطرافیانش می گوید: «وقتی داشتم غرق می شدم، به امام حسین توسل کردم و گفتم آقا راضی هستی من اینجوری بمیرم! من شهادت می خواستم. آقا مرا نجات دهید تا در راه شما شهید شوم.» اینجوری بود که شیخ محمد نجات پیدا کرد و به آرزویش رسید.

شیخ محمد مویدی همیشه پنج‌شنبه‌ها برای گشت بسیج می‌رفت. عصر سه شنبه به همراه بچه های یگان اطلاعات بسیج به معالی آباد رفته بود. وقتی همه رسانه های لندنی، دعوت به تجمع و اغتشاش می کردند، شیخ محمد مویدی و دوستانش برای برقراری امنیت و دفاع از نظام جمهوری اسلامی ایران رفتند. خودش و دوستانش ۱۵ نفری می‌شدند. اغتشاش‌گران با شلوغ کاری آنها را به کناری کشاندند و نزدیک یک ساختمان مسکونی، با سنگ و آجر و کوکتل مولوتوف بهشان حمله کردند. همه مجروح شدند و شیخ محمد به سرش ضربه خورد و شهید شد. شهادت پاداش زحمات مخلصانه این فاضل ارجمند است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *